|
|
|
|
گزارش سفر كويت شادي ايرانيها، درمان رايگان و خبرخوش هستهاي
روزنامه مردم نو >گزارش
تاریخ ارسال: 00:06 - 04/02/1386
• سومين روز سفرمان همزمان با خبر خوش هستهاي محمود احمدينژاد شده بود. كانالهاي ماهوارهاي عربزبان مشغول تحليل و تفسير خبر رئيسجمهور ايران بودند. مظفريتبار (حراست) زودتر ازهمه به وسيله تلفن همراه جريان را از ايران پيگيري كرده بود و اين خبر را به منزله موفقيت ديگري براي كشور قلمداد ميكرد و ميگفت: ”اگر ايران بتواند دوران عبور از مرحله توليد انرژي هستهاي را پشت سر بگذارد، روزهاي خوشي در انتظارش خواهد بود“.
• رضا شعباني بخش سوم
سومين روزحضور در كويت يكي از بهيادماندنيترين روزهاي سفر بود. طرف صبح بازيكنان به استراحت كامل و تمرينات سبك پرداختند تا براي بازي مقابل العربيه آماده شوند. عصر هم قبل از شروع بازي 200 دلاري بين بازيكنان توزيع شد تا روحيهها دوچندان شود و عليرغم اينكه در استخر قادسيه در ميان فريادها و طبل و دهل تماشاگران صدا به صدا نميرسيد، بازيكنان زنجان از عهده سفارشات مربيان برآمدند و در همان پريود اول برتري خود را به اثبات رساندند. تنها حامي تيم زنجان در اين ديدار، بازيكنان گچساران و حدود 20 ايراني مقيم كويت بودند كه هنگام زدن گل بازيكنان راه و ترابري از روي صندليها به هوا بلند ميشدند و موج مكزيكي به راه ميانداختند. تيم زنجان در نهايت با تساوي كه مقابل تيم ميزبان به دست آورد راهي مرحله نيمهنهايي شد تا هيئت همراه و بازيكنان زنجاني از شادي سر ازپا نشناسند. قبل از اين بازي، تيم گچساران ديگر نماينده ايران از سد تيم الاهلي عربستان گذشته بود و به مرحله نيمهنهايي صعود كرده بود. برگزاركنندگان مرحله نيمهنهايي، تيمهاي ايران و عربستان بودند به اين صورت كه دو تيم ايراني ابتدا بايستي به مصاف هم ميرفتند و سپس دو تيم عربستان، در اين تقسيمبندي بالاخره يك تيم ايراني به فينال صعود ميكرد. همين موضوع سبب تلاش بيحد و حصر بازيكنان بود و چون آنان تا رسيدن به مرحله فينال يك قدم بيشتر فاصله نداشتند و اگر ميتوانستند گچساران را مغلوب كنند، يكي از مقامهاي اول يا دومي پنجمين دوره مسابقات جام باشگاههاي آسيا به آنها تعلق ميگرفت. بعد از بازي مقابل تيم العربيه سيدحسين فاضلي از ناحيه مچ دست احساس ناراحتي كرد و در لحظهاي كه مربي بدنساز براي انتقال بازيكن مصدوم از سرمربي دينار اخذ ميكرد، شيخرضا راهنماي تيم با علامت تعجب از علت اخذ پول پرسيد كه موسوي مربي بدنساز جواب داد: ”براي هزينه بيمارستان پول ميگيرم“. راهنماي ايرانيالاصل لبخندي زد و به رانندهاش دستور داد راه بيمارستان را در پيش گيرند. در راه از علت خندهاش برايمان گفت: ”هيچ كس در كويت براي مراجعه به بيمارستان پول پرداخت نميكند و بيمارستانها موظفاند رايگان به مداواي بيماران بپردازند حتي اگر يك بيمار مجبور باشد يك سالي را روي تخت بيمارستان سپري كند. هر بچهاي كه در اين كشور چشم به جهان ميگشايد تحت پوشش بيمه درمان و بازنشستگي قرار ميگيرد. دفترچه بيمه فقط در مراجعه به مطبهاي خصوصي كاربرد دارد چون در بيمارستانها پولي از بيمار گرفته نميشود“. ناخودآگاه ياد ايران افتادم كه چقدر از درآمد مردم بابت هزينه درمان صرف ميشود. فكرش را بكنيد اگر كسي در اين شرايط بيمه نباشد و يا اصلاً بخش دندانپزشكي كه بود و نبود بيمه برايش فرق ندارد. به اتفاق شيخرضا بعد از گذشت نيم ساعت شورلت آمريكايي مقابل بيمارستان شهر كويته توقف كرد. بعد از اينكه از دستگاه كنترلكننده عبور كرديم، يكي از پرستاران به پيشوازمان آمد. شيخرضا به زبان عربي مصدوم را معرفي كرد و فاضلي بلافاصله تحت درمان قرار گرفت تا اينكه پزشك كشيك اورژانس برايش آمپول مسكن تجويز كرد. دو پرستار تا مقابل دستگاه كنترل كه مقابل درب ورودي قرار داشت ما را مشايعت كردند. مركز شهر كويته ايستگاه بعدي ما، بعد ازمداواي بازيكن مصدوم بود. ساعت 21 شب را نشان ميداد و جوانان پايتخت كم كم از خانههايشان بيرون ميزدند. با اينكه شهر نسبت به طرف صبح شلوغتر شده بود و خيابانها مملو ازخودروها، ولي ترافيكي به چشم نميخورد و عبور و مرور به صورت روان انجام ميشد. هر خودرو سه، چهار متري از خودروي مقابل خود فاصله داشت و هيچكس هم سعي نميكرد با بوق زدن ممتد سبزشدن چراغ راهنمايي را به ديگري اعلام كند. رانندگان فيليپيني و هندي در كويت هنگام رانندگي بيشترين دقت را به خرج ميدهند و كوچكترين تخلفي نميكنند. يكبار عبور از چراغ قرمز كافيست تا ويزاي كار آنها از سوي دولت كويت باطل شود و از اين كشور اخراج شوند. در كويت پليس راهنمايي و رانندگي سعي ميكند در معابر عمومي ظاهر نشود و در سومين روز سفرخود به اين كشور هنوز موفق به رؤيت پليس در سر چهارراهها نشده بوديم. وقتي علت اين امر را از شيخرضا سؤال كردم اينگونه جواب داد:”اينجا پليس در خيابانها زياد ظاهر نميشود، چون مردم در هنگام رانندگي تخلفي نميكنند. تخلف رانندگي در كويت جريمه سنگيني دارد. از همه اينها گذشته همه مردم ما هنگام رانندگي در جادهها و خيابانها به منزله پليس عمل ميكنند يعني هركس هر رانندهاي را در حين تخلف ببيند، سريعاً به وي تذكر ميدهد“. در راه برگشت به هتل شهر فروانيه بوديم تا به تيم راه و ترابري ملحق شويم كه مربي بدنساز از راهنماي تيم آدرس يكي از داروخانههاي شهر را پرسيد كه شيخرضا باز با حالت تبسم پاسخ داد: ”در كويت داروخانه وجود ندارد“. لحظهاي هر سه با تعجب به همديگر زل زديم كه شيخرضا به تعجب ما پايان داد و گفت: ”در كويت فروش داروهاي شيميايي فقط در بيمارستانها به بيماران تجويزميشود و اگر كسي بخواهد اين نوع داروها را در مغازهها بفروشد از سوي دولت زنداني ميشود“. راهنماي تيم نفسي چاق كرد و سپس ادامه داد: ”البته نبايد تصور كنيد كه در اينجا داروخانه وجود ندارد، بلكه در داروخانههاي سطح شهر فقط داروهاي گياهي به فروش ميرسد. اگر شما هم تمايل داشته باشيد ميتوانم راهنماييتان كنم“. اتوبوس حامل بازيكنان تيم زودتر از ما به هتل رسيده بود. بازيكنان مشغول صرف غذا بودند و عربدوست از خوشحالي ايستاده غذا سرو ميكرد. وي از بازيكنان خواست زودتر از ساير شبها به رختخواب بروند. وي همچنين به بازيكنان از زبان فاطمي (مديركل راه) وعده داد اگر بتوانند از سد تيم گچساران عبور كنند و راهي فينال شوند به هر بازيكن 150 دلار پاداش تعلق خواهد گرفت. سومين روز سفرمان همزمان با خبر خوش هستهاي محمود احمدينژاد شده بود. كانالهاي ماهوارهاي عربزبان مشغول تحليل و تفسير خبر رئيسجمهور ايران بودند. مظفريتبار (حراست) زودتر ازهمه به وسيله تلفن همراه جريان را از ايران پيگيري كرده بود و اين خبر را به منزله موفقيت ديگري براي كشور قلمداد ميكرد و ميگفت: ”اگر ايران بتواند دوران عبور از مرحله توليد انرژي هستهاي را پشت سر بگذارد، روزهاي خوشي در انتظارش خواهد بود“. فرداي همانروز روزنامه الراي چاپ كويته به نقل از دولت كويت به خبر خوش رئيسجمهور واكنش نشان داد و از زبان وزير امور خارجه اين كشور نوشت: ”اگر آمريكا بخواهد به ايران حمله كند ميتواند از خاك اين كشور استفاده كند“. مظفريتبار به هركسي كه قصد رؤيت اين روزنامه را كه در لابي هتل داشت، ميگفت: ”ايران نيازي به حمايت اين كشورها ندارد. ما ديگر به اندازه كافي قوي شدهايم“. |
|
|

|