|
|
|
|
”مينيماليسم“ دغدغه انسان معاصر است گزارش جلسه عصر كتاب گروه ادبيات
|
|
| اخبار دسته |
حاج محمد شجری: پروفسور ثبوتی بیابان را گلستان کرد
• این فرد برای اعتلای مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان در اکثر میهمانیها حضور مییافت و آشنا و ناآشنا را برای کمک به دانشگاه مزبور ترغیب مینمود تا به گفته خود این مرکز را بینالمللی کرده و دانشجویانی تحویل جامعه دهد که از هر جهت برای کشور مفید باشند.
|
برای اقامت در فرانسه علیرضا افتخاری از ایران میرود
• پس از آن مراسم و مسائل بسیاری که در پی آن پیش آمد، برخوردهای بدی با من و خانوادهام صورت گرفت، پیگیریهایی که خبرنگاران هم داشتند به نوعی در حادشدن این ماجرا تاثیر داشت.
|
مروري بر نظام بودجهنويسي در ايران از مورگان شوستر تا ابراهيم عزيزي چرخي در حلقه باطل توسعهنيافتگي
• اين پيشنهاد كه گفته ميشود در مراحل كارشناسي در معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي در حال بررسي است، اگر به عنوان طرح به دولت ارائه شود، ساختار بودجهنويسي را يكبار ديگر طي يكصد سال گذشته دستخوش تغيير خواهد كرد.
|
میزان درآمد نفتی امسال ایران
• براین اساس با محاسبه تولید سه میلیون و 900 هزار بشکه تولید روزانه نفت ایران و کسر یک میلیون و 700 هزار بشکه مصرف داخلی روزانه حدود 2 میلیون و 200 هزار بشکه نفت صادر میشود که با احتساب رقمهای فوق الذکر درآمد نفتی امسال ایران 53 میلیارد و 948 میلیون و 400 هزار دلار برآورد میشود.
|
|
|
روزنامه مردم نو >گزارش
تاریخ ارسال: 22:07 - 10/12/1386
• در بخشهايي از اين داستانها به اتفاقات بيروني ارجاع ميشود كه آفت آن است و باعث سردرگمي خواننده ميشود. به نظر من بهتر بود، مترجم به توضيحات بيشتري در اين خصوص ميپرداخت. به عنوان مثال در داستاني با عنوان ”فناپذيري بخش 1ـ كفران“ آمده است:”من زندگي بيشتري ميخواهم …“ با تشكر از راتگرهاور. شايد بسياري از خوانندهها ندانند كه هاور بازيگر نقش ”ربات انسان“ است كه فقط ميتواند، چهار سال عمر كند.
• گلشيد كريميان صفر، دو، چهار، هشت، 16، 32 و 64 ، اينها تعداد كلماتي است كه ميتوانند كوتاهترين داستان را شكل دهند. درست مثل داستانهايي كه استنلي بابين آنها را در يك كتاب گرد آورده و مهران مرتضايي آن را ترجمه كرده است. كتابي از مجموعه داستانهاي خيلي كوتاه كه در تعداد كلمات آن، صفر هم جاي دارد. ”كوتاهترين داستان“ اثر ”بابين“ كتابي است كه در 130 صفحه و در هفت بخش گرد آمده است. بخش اول آن را داستانهاي صفر كلمهاي چون ” “ تشكيل ميدهند. فصلهاي بعدي دو كلمهاي، چهاركلمهاي، 16، 32 و 64 كلمهاي هستند. اين كتاب به دو زبان انگليسي و فارسي است. يكي از ويژگيهاي مهم اين كتاب براي انتخاب جهت بررسي در جلسه نقد كتاب گروه ادبيات اين است كه يكي از مترجمان زنجاني آن را به زبان فارسي برگردانده است. مهران مرتضايي، داستاننويس، مترجم و منتقد ادبي متولد زنجان است. هرچند كه او در چهل و يكمين جلسه عصر كتاب گروه ادبيات حضور نداشت اما كتابش ”كوتاهترين داستان“ توسط حاضران نقد و بررسي شد. اين كتاب در سال 81 منتشر شده و استنلي بابين در مقدمه آن آورده است، در يك نگاه ساده بايتهاي داستاني، داستانهاي خيلي كوتاه هستند. اين بايتها فرصتي را براي يك ميانپرده كوتاه و سريع خلق ميكنند تا خوانندگان بتوانند از داستانهايي با طولهاي متنوع متناسب با مجالشان لذت ببرند. با وجود اينكه طول داستانها متفاوت است ولي همه يك خصوصيت مشترك دارند و آن اين كه تعداد كلمات توانهايي از 2 هستند. در مقدمه كتاب، استنلي بابين اولين نويسنده بايتهاي داستاني معرفي شده است. جلسه نقد و بررسي اين كتاب پس از معرفي آن توسط جليلخاني با تعريفي از داستانهاي ”مينيمال“ ادامه پيدا كرد. وي ”مينيمال“ را شاخهاي از هنرهايي چون نقاشي و موسيقي عنوان كرد كه از دهه 1960 پا به عرصه هستي گذاشت كه از مهمترين حركتهاي هنري محسوب ميشود. به عنوان مثال ”مينيمال“ در نقاشي، اينگونه خود را نشان ميدهد كه اثر مجموعهاي از اشكال ساده هندسي بوده و از تعداد محدودي از رنگها تشكيل شده است. حتي اين هنر در طراحي دكوراسيون منزل هم تأثير گذاشته است به طوريكه مبلمانهايي كاملاً ساده و بدون انحنا كه با حداقل امكانات تهيه شدهاند، دكور منزل را تشكيل ميدهند. جليلخاني اظهار داشت: تأثير هنر ”مينيماليسم“ در فلسفه را هم نميتوان ناديده گرفت. در اين علم هنر ”مينيماليسم“ به نيازهاي ساده انساني تأكيد ميكند و ميگويد: هركس اين نيازها را براي زندگي كافي ميداند، سادهتر احساس خوشبختي ميكند. اين هنر از تكنيكهاي غيرضروري موسيقي هم ميكاهد. • كم، زياد است عليرضا مليحي، به عنوان اولين منتقد اين جلسه با تأكيد بر هوشمندي مترجم ”كوتاهترين داستان“ گفت: اين كتاب در سال 81 انتشار يافته است كه در آن زمان موضوع داستانك هنوز آنچنان كه بايد مطرح نشده بود و گردآورنده و مترجم توانستهاند با هوشمندي آن را به علاقهمندان معرفي كنند. مليحي به تأكيد گردآورنده بر تعداد كلمات اين داستانها اشاره كرده و افزود: اگر بخواهيم تعداد را توان 2 بدانيم، در آن صورت كتابي با 2084 كلمه هم بايد كوتاهترين داستان محسوب شود كه اينطور نيست. به گفته وي، عنوان در بايتهاي داستاني نقش مهمي داشته و بار روايي را بر دوش ميكشد و با عوض شدن آن موضوع تغيير ميكند. او در ادامه افزود: در بخشهايي از اين داستانها به اتفاقات بيروني ارجاع ميشود كه آفت آن است و باعث سردرگمي خواننده ميشود. به نظر من بهتر بود، مترجم به توضيحات بيشتري در اين خصوص ميپرداخت. به عنوان مثال در داستاني با عنوان ”فناپذيري بخش 1ـ كفران“ آمده است:”من زندگي بيشتري ميخواهم …“ با تشكر از راتگرهاور. شايد بسياري از خوانندهها ندانند كه هاور بازيگر نقش ”ربات انسان“ است كه فقط ميتواند، چهار سال عمر كند. در برخي از مواقع هم اطلاعاتي در پاورقي ارائه ميشود كه درست نيست. مثلاً مترجم آورده، در فرهنگ آمريكايي عدد شش عدد شيطان است. در صورتيكه شش عددي مقدس محسوب ميشود و 666 عدد شيطاني است. پس از اتمام صحبتهاي مليحي مواردي چون ترجمه غلط برخي از كلمات كتاب ”كوتاهترين داستان“ توسط حاضران مطرح شده و يكي از آنها عنوان كرد: بسياري از اين كوتاهترين داستانها به زمان و مكان خاصي اشاره دارد كه بايد در همان بستر خوانده شود. حاضران با اشاره بر شعار مينيماليستها ”Less is more كم زياد است“ اظهار داشتند اين قانون در ادبيات انگليسي جاي دارد و براي قابل فهم شدن مترجم بايد بر تعداد كلمات ميافزود. • من با چه چيزي روبهرو شدهام؟ خامهپرست، دومين منتقد اين كتاب بود. او اولين سؤالي را كه پس از خواندن كتاب با آن مواجه شده بود چنين عنوان كرد: من با چه چيزي روبهرو شدم؟ او به موافقان و مخالفان اين سبك اشاره كرده و گفت: برخي با تأكيد بر كمبود وقت مخاطبان از اين نوع داستاننويسي جانبداري ميكنند و برخي ديگر آن را فاقد عناصر لازم براي يك داستان ميدانند. البته من با اين نكته موافقم كه در شمارش تعداد كلمات اينگونه داستانها، عنوان شمرده نميشود. در غير اين صورت ما داستان صفركلمهاي نخواهيم داشت. در حاليكه نبودن عنوان، داستان را گنگ ميكند. به گفته خامهپرست، ديده ميشود كه برخي از داستانهاي ”كوتاهترين داستان“ لطيفهوار هستند و برخي ديگر طرحواره. كوتاه بودن متون نشان ميدهد كه نوشتن آن از داستان كوتاهنويسي بسيار دشوارتر است. من آينده خوبي را بر آن پيشبيني ميكنم به اين شرط كه نويسندهها با انواع آن آشنا باشند. • يك جنبش ادبي ”كوتاهنويسي سابقهاي در شرق هم دارد. ايران هم در اين سبك نويسندگي، سابقه دارد“. سلمان كريمي، سومين منتقد چهل و يكمين جلسه عصر كتاب سخنان خود را اينگونه آغاز كرد و با اشاره به داستانهاي نيّري و هدايت ايران را هم در اين نوع نوشتن باسابقه دانست. كريمي با تأكيد بر اينكه ”مينيماليسم“ يك جنبش ادبي به حساب ميآيد گفت: اين هنر در ادبيات برپايه فشردگي افراطي و ايجاز بيش از حد در محتواست كه عناصر ضروري در كمترين و كوتاهترين حد خود باقي ميمانند. در اين شرايط كه اطلاعات در حداقل ممكن ارائه ميشود، خواننده مجبور به قضاوت است. او بايد دقيق باشد و از رموز بيان نشده گرهگشايي كند. در اين نوع داستان توصيف وجود ندارد و يا به ميزان حداقل است. به نظر كريمي، درونمايه ”مينيماليسم“ دغدغه انسان معاصر بوده كه مرگ، عشق و تنهايي است. انديشههاي فلسفي و سياسي جايي در اين گونه داستانها ندارد چراكه كوتاه بودن آن اين اجازه را نميدهد. |
|
|

|