|
|
|
|
دكتر سرامي، نوروز را در نيستان بررسي كرد: بهار، محصول عشق آسمان و زمين است
|
|
| اخبار دسته |
حاج محمد شجری: پروفسور ثبوتی بیابان را گلستان کرد
• این فرد برای اعتلای مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان در اکثر میهمانیها حضور مییافت و آشنا و ناآشنا را برای کمک به دانشگاه مزبور ترغیب مینمود تا به گفته خود این مرکز را بینالمللی کرده و دانشجویانی تحویل جامعه دهد که از هر جهت برای کشور مفید باشند.
|
برای اقامت در فرانسه علیرضا افتخاری از ایران میرود
• پس از آن مراسم و مسائل بسیاری که در پی آن پیش آمد، برخوردهای بدی با من و خانوادهام صورت گرفت، پیگیریهایی که خبرنگاران هم داشتند به نوعی در حادشدن این ماجرا تاثیر داشت.
|
مروري بر نظام بودجهنويسي در ايران از مورگان شوستر تا ابراهيم عزيزي چرخي در حلقه باطل توسعهنيافتگي
• اين پيشنهاد كه گفته ميشود در مراحل كارشناسي در معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي در حال بررسي است، اگر به عنوان طرح به دولت ارائه شود، ساختار بودجهنويسي را يكبار ديگر طي يكصد سال گذشته دستخوش تغيير خواهد كرد.
|
میزان درآمد نفتی امسال ایران
• براین اساس با محاسبه تولید سه میلیون و 900 هزار بشکه تولید روزانه نفت ایران و کسر یک میلیون و 700 هزار بشکه مصرف داخلی روزانه حدود 2 میلیون و 200 هزار بشکه نفت صادر میشود که با احتساب رقمهای فوق الذکر درآمد نفتی امسال ایران 53 میلیارد و 948 میلیون و 400 هزار دلار برآورد میشود.
|
|
|
روزنامه مردم نو >گزارش
تاریخ ارسال: 06:49 - 21/12/1386
• مردم ايران معتقد بودند بايد مزارع بزرگ و كاخها و باغهاي وسيع ساخت. اصلاً ذهنيت بهشت متعلق به ايران است. مثلاً پادشاهان هخامنشي به ايالات دستور ميدادند كه باغي درست كنند كه تمامي گلهاي تزئيني، دارويي، درختان تبريزي و شمشاد و كاج همه در آن باشند به طوري كه پدر تاريخ جهان، هرودت مينويسد ما همه اينها را از شاهان هخامنشي آموختيم.
• گلشيد كريميان آدمي فتنه كرد و شور انگيخت / مرگ را بارها به دار آويخت مرگ زي گور خود روانه شود / نوبهار تو جاودانه شود اين نوبهار جاودانه ميآيد. بالاخره روزي با تمامي آنچه زيباست از راه ميرسد. آخرين كودك من و خاك است / جانم از مرگ او همه باك است اما نه اين بار نخواهيم گذاشت بميرد. در جمع دوستان اين پيمان را ميبنديم. دوستاني كه در قالب يك مؤسسه با نام نيستان در زمستان گرد هم آمده است تا از بهار حرف بزنند. نگذاريم كه بميرد باز / اين بهاري كه آمدست فراز اين ابيات را براي بهار ميخوانند و عصر روز 19 اسفندماه در سالن اجتماعات سهروردي طنين صداي استادي فضا را ميگيرد كه در وصف بهار شعر سروده و مؤسسه فرهنگي نيستان دكتر قدمعلي سرامي را براي صحبت از نوروز در زمستان، دعوت كرده است. *** ”نوروز چه قدمتي در ادبيات ما دارد؟ اين جشن چه تأثيري در پيدايش متون ادبي غني ما گذاشته است؟“ اين سؤالات را فقاهتی، عضو مؤسسه نيستان مطرح ميكند تا قدمعلي سرامي، استاد دانشگاههاي زنجان و آزاد در صحبتهاي خود پاسخ بدهد. سرامي به منابع مختلف كه در خصوص نوروز سخن گفتهاند اشاره ميكند و ميگويد: با وجود كثرت اين منابع كه از لحاظ ظاهري متنوع هستند، محتوايشان حول يك محور است. يكي از ويژگيهاي مهم نوروز، اتفاقات تاريخي ميباشد كه در اين روز رخ داده است. سرامي ميگويد: در همين روز كيخسرو به افراسياب چيره شده است. پيغمبر هم در اين روز حضرت علي را به عنوان خليفه انتخاب كرد. مراسمي كه در طول تاريخ، در عيد نوروز انجام شده بسيار متنوع است اما به نظر من اصلاًَ جاي شگفتي نيست. به عنوان مثال هر كس دوست دارد عقد ازدواج خود را در روزي ثبت كنند كه حرمت اجتماعي داشته باشد. با اين حساب پس از مدتي نوروز پر از اتفاقات تاريخي ميشود. ”ملت ايران، ملت روزها و آيينهاي مربوط به آن است“ سخنران جلسه مؤسسه نيستان ادامه ميدهد: در قديم مردم يك چهارم ايام سال را با جشنهاي شاد سپري ميكردند. داستان خلقت جهان در شش روز باعث جشن و سرور در يك دوازدهم سال ميشد. در هر ماه چهار دی وجود داشت كه در همه آنها جشن برپا ميشد. تقارن نام روز و ماه يكي ديگر از دلايل شادي مردم بود. با وجود اين جشنها ميتوان براي فرهنگ قديم مردم ايران مثلثي از راد بودن، آبادي و آزادي را در دايرهاي با نام شادي ترسيم كرد. مردم ايران معتقد بودند بايد مزارع بزرگ و كاخها و باغهاي وسيع ساخت. اصلاً ذهنيت بهشت متعلق به ايران است. مثلاً پادشاهان هخامنشي به ايالات دستور ميدادند كه باغي درست كنند كه تمامي گلهاي تزئيني، دارويي، درختان تبريزي و شمشاد و كاج همه در آن باشند به طوري كه پدر تاريخ جهان، هرودت مينويسد ما همه اينها را از شاهان هخامنشي آموختيم. گرايش به طبيعت و شادي در قالب آباداني و راد بودن، تا حدي كه ممكن است در سپاه اهورا بوده است اما در اين ميان اهريمن هم لازم است. به طوري كه در تمام صفحات تاريخ در كنار اين شاديها و جشنها اهريمن هم حضور داشته است. ما در اندرون خود هم ديوهاي متعددي داريم. آز و نياز و رشك و كين و خشم در همه ما هست اما اگر هر کدام از اینها نباشد، جایی از زندگی لنگ است. مثلاً همه تمدن ما مأخوذ از نیاز است. سرامی با تأکید بر اینکه در بهار دو نوروز داریم یکی برای عامه که ویژه مردم است و دیگری برای قشر خاص که حاکمان و خویشاوندانش را تشکیل میدهد. در این روز پادشاهان همه را به حضور میپذیرند یعنی دو امر که با هم در تضاد است واقع میشود. جهان در نوروز آغاز میشود. آن روز، روز تولد انسان است و در قدیم هر کودکی که در نوروز به دنیا میآمد، احترام خاصی داشت و دیگر فکر میکردند او حتماً سعادتمند خواهد شد. این نشان میدهد که ذات و فرهنگ ایرانی با تازگی سازگار است. این هویت در ادبیات هم حفظ شده و ما پیوسته با مسائل نو روبهرو میشویم. « زکوی یار میآید نسیم باد نوروزی/ از این باد ارمدد خواهی چراغ دل بیفروزی» سرامی با اشاره به این شعر میگوید: این بیت حافظ نشان میدهد بخش عظیمی از شعر فارسی مربوط به نوروز است. در سبک خراسانی به جایگاه بهار اشاره میشود. اولین شاعران زبان دری در ستایش نوروز سرودهاند. رودکی پدر شعر کلاسیک فارسی از بهار حرف میزند. همه اینها نشان دهنده آن است که بهار یک وسیله برای رسیدن به مضامین گوناگون شاعرانه است چراکه بهار به تفرج دعوت میکند و انسان آماده میشود تا بار دیگر با طبیعت بیعت کند. این احساس وقتی قوی خواهد شد که فراموش نکنیم، سرمای زمستان را پشت سرگذاشتهایم تا بهاری راکه محصول عشق زمین و آسمان است ببینیم. سرامی در ادامه سخنان خود گفت: در قدیم ماههای ایرانی 30 روزه بودند که در نهایت ایام سال 360 روز میشد و پنج روز و یک چهارم روز باقی میماند. در سال 476 هجری قمری ملک شاه سلجوقی با کمک خیام این روزهای باقیمانده را که در هر چهار سال به شش روز میرسید، اینگونه توجیه کرد که باید یک روز به این ایام اضافه شود. قازانخان به کمک منجمان و رشیدالدین فضلا... که مرد دانشمندی بود، این شرایط را تغییر داد. شش روز را به ایام شش ماه اول سال اضافه کرد تا اسفند، 29 روزه شود و مثل امروزه برای هر چهار سال یک سال کبیسه به وجود آید. سرامی تأکید کرد: از آنجایی که نوروز، روز سپاسداشت انسان از آفرینش خودش است، در قدیم باید در همین روز آتش میافروختند. این کار برای آن بود که معراج بشری بماند و انسان همواره در حال شعلهوری و سوز و ساز باشد. گستردن سفرههایی با نام هفتسین و هفتشین و هفت میم هم یکی از موارد عینی این سپاسداشت محسوب میشود. حرف آخر اینکه بهار خواهد آمد در انتظارش باشیم.
|
|
|

|