روزنامه مردم نو پیوند: http://mardom-e-no.com/index.php?id=1891
پاداش آموزش و پرورش به 2 معلم زنجاني؛ حكم تعليق از خدمت
(تاریخ ارسال: 15/05/07) رئيس كانون صنفي فرهنگيان استان زنجان كه اين كانون در تاريخ 10 ارديبهشت ماه از سوي نهادهاي ذي‌ربط منحل اعلام شد و دبير تاريخ دبيرستانهاي فارابي و علامه اميني زنجان هر دو سه ماه از خدمت تعليق شدند. @@

گروه گزارش ـ رئيس كانون صنفي فرهنگيان استان زنجان كه اين كانون در تاريخ 10 ارديبهشت ماه از سوي نهادهاي ذي‌ربط منحل اعلام شد و دبير تاريخ دبيرستانهاي فارابي و علامه اميني زنجان هر دو سه ماه از خدمت تعليق شدند.
حميد سليمي، رئيس كانون فوق طي گفت‌وگويي به خبرنگار مردم‌نو گفت: طي ابلاغي كه صبح روز 25 ارديبهشت ماه در امور اداري ناحيه 2 به من داده شده در جريان تعليق سه ماهه قرار گرفتم.
براساس گفته‌هاي او در حكم فوق آمده است بنا بر استناد به شماره نامه‌اي از دفتر هماهنگي هيئتهاي رسيدگي به تخلفات اداري وزارت آموزش و پرورش و ماده 13 رسيدگي به تخلفات اداري از تاريخ صدور اين حكم 23 ارديبهشت ماه او به مدت سه ماه آماده به خدمت خواهد بود و براساس ماده 117 قانون استخدام كشوري دريافتي خود را برابر حكمي دريافت مي‌كند كه در برابر مبلغ دريافتي عدد صفر درج شده است. حميد سليمي در حال حاضر معاون پرورشي هنرستان دكتر حسابي است كه تا زمان منحل كردن كانون صنفي فرهنگيان استان سمت رياست آن را برعهده داشت.
مهدي سلطاني، ديگر معلمي كه حكم تعليق دريافت كرده است در گفت‌وگو با خبرنگار مردم‌نو علت تعليق سه ماهه‌اش را شركت و سخنراني در تجمع روز 12 ارديبهشت ماه در برابر سازمان آموزش و پرورش استان زنجان عنوان كرد.
سلطاني كه در دبيرستانهاي فارابي و علامه اميني و همچنين دبيرستان بزرگسالان ابتكار تدريس مي‌كرد از ديروز صبح توسط اين حكم از حضور و فعاليت در آموزش و پرورش به مدت سه ماه منع شد.
وي در خصوص حكم فوق گفت: در 12 ارديبهشت ماه كه روز شهادت استاد مطهري و روز معلم است پيگير مطالباتمان بوديم و به تبع پيگيريها تصميم گرفتيم كه در اين روز جلوي سازمان جمع شويم. علي‌رغم فشارها و تهديدهاي غيررسمي و ترسهاي ايجاد شده، همكاران ما در محل حضور يافتند. در آن زمان از سويي متوجه شديم كه متأسفانه كانون صنفي معلمان كه تنها نهاد رسمي، قانونمند و مدني پيگيري مطالباتمان بود منحل شده بنابراين جريان از همان ابتدا به نوعي مرغ سربريده شد و كسي نبود كه مطالبات را پيگيري كند از اين رو با جمعي از دوستان تصميم گرفتيم آنجا صحبت كنيم و پيگيري را ادامه دهيم. من در جريان فوق سخناني ايراد كردم كه صرفاً جنبه آسيب‌شناسي علمي از ساختارهاي آموزش و پرورش را داشت و در حقيقت بحث فكري بود، در خصوص خلاء فكري كه در ساختار در هم ريخته آموزش و پرورش وجود دارد و بي‌پشتوانگي فكري اين نهاد. من آنجا در حد مقدورات و تنظيم وقت فقدان يك حوزه معرفتي را آسيب‌شناسي كردم و اتفاقاً در هفته‌هاي بعد مشاهده كردم كه روزنامه‌هايي مثل جام‌جم در ويژه‌نامه‌اي دقيقاً همين مطالب را بررسي كردند، سخنراني من صرفاً شكل علمي و تئوريك داشت.
سلطاني پيرامون وضعيت معلمان و نحوه پيگيري مطالباتشان نيز تأكيد كرد: از ابتدا هم فرهنگيان تأكيد داشتند كه نفس حركتشان نمي‌توانست سياسي از نوع منفي باشد و نه جريانهاي مخرب سياسي مي‌توانستند وارد اين جريان شوند، اما متأسفانه يك بخش از حاكميت دوست دارد كه قواعد بازي را با برنامه خودش و پيش‌زمينه‌هايش تنظيم كند و حتي به آنها هم پايبند نيست. يعني حتي زماني كه مشخص مي‌كند قاعده بازي اين است و بر آن قاعده به دنبال مطالبات خود مي‌رويم آن قواعد را هم برهم مي‌زند.
از او پرسيديم تكليف دانش‌آموزان تحت آموزش او در روزهاي پاياني سال تحصيلي چه مي‌شود، وي پاسخ داد: تنها دانش‌آموزان من نيستند، ما اگر به خاطر مشكلات دانش‌آموزان، همانطور كه در سخنراني گفتم و مضايقي كه آنها دارند و تهديداتي كه بدانها وارد مي‌شود نبود، صحبت نمي‌كرديم، در حال حاضر علاوه بر معطلي محصلان من با اين ضعف ساختاري و تئوريك كه در سيستم آموزش و پرورش وجود دارد سرنوشت تمام محصلان در خطر است، از احساس همين خطر بود كه بيشتر پيگير مطالباتمان شديم، ما تصورمان اين بود كه با بالا بردن برخي ظرفيتهاي اقتصادي صنف فرهنگي شايد بشود برخي خلاءهاي موجود را كه دانش‌آموزان هم با آن دست به گريبان بودند پر كرد و كاستيهايي كه در سيستم وارد است را ترميم كرد تا به همراه اصلاحاتي كه بايد انجام شود نشاط و فرهمندي و به روز بودن آموزش و پرورش را تأمين كرد ما از سر احساس خطر براي فرهنگ و دانش و معرفت اين سرزمين بود كه پيگيري مطالبات فرهنگي و صنفي را پيشه خودمان ساختيم.
سلطاني در تجمع روز 12 ارديبهشت ماه در جمع همكارانش گفت: اگر قرار نيست در آزمايشگاهها انسان ديگري توليد شود، بدانيد كه در اين مدارس با اين سيستم پرورشي و آموزشي در 20 سال بعد انساني نخواهد بود.
وي ادامه داد: دوستان اين مطلب دغدغه‌هاي فرهنگي است آيا نمي‌بينيد كه روز به روز اصول و ارزشهاي انساني در جامعه خود را زير سؤال رفته مي‌بينيم، سالهاست كه ما در جامعه‌اي بدون اتصال به هيچ حوزه معرفتي و بدون پشتوانه به هيچ حوزه معرفتي در آموزش و پرورش فعاليت مي‌كنيم اما محصلاني كه زيردست شما هستند تحت بمباردمان بسياري از پيامها و اطلاعات ناسنجيده جهاني و دروني قرار دارند و شما و من هيچ‌گونه حمايتي از سوي حاكميت و سيستم براي جلوگيري از اين تهاجمات و بمباردمانها در اختيار نداريم. صحبت و دغدغه‌ ما اين است كه در حال حاضر ما با فقدان حوزه معرفت‌شناسي روبه‌رو هستيم و يا حوزه معرفت‌شناسي وجود دارد و مديران ناتوان ما توان اين را ندارند تا آن را به بدنه آموزش و پرورش متصل كنند، يافته‌هاي علمي و نظري دانشگاهها هيچ ربطي به كاركنان آموزش و پرورش ندارد و سيستم معرفت‌شناسي ما به گونه‌اي ديگر است و ما مجبوريم گونه‌اي ديگر برخورد كنيم.